در قسمت اول به طور کلی گفته شد که ارتباط بین صنعت ودانشگاه در کشور ما ضعیف میباشد.دراین قسمت به بررسی عوامل ضعف این رابطه وراهکارهای تقویت آن می پردازیم                                 .                                  

                                         ارتباط صنعت و دانشگاه= توسعه اقتصادی و علمی

دانشگاه و صنعت باید با هم ارتباط دو سویه ای داشته و با هم همکاری نمایند. این ارتباط به معنى جارى شدن علم دانشگاهها درشاه رگ های جامعه و استفاده عملی از دانش است برای نمونه، سالانه هزاران دانشجوى دکترا و كارشناسى ارشد از دانشگاه های ایران فارغ التحصیل مى شوند و همه آنها پایان نامه و طرح پژوهشی انجام مى دهند، اما چون بخش صنعت و دولت از این ظرفیت عظیم به خوبى استفاده نمى کنند، در نتیجه پول، زمان و انرژی پژوهشگران به هدر می رود. لذا دولت باید ضلع سوم مثلث توسعه علمی و اقتصادی را تکمیل کند و همکاری خود را با دانشگاه ها و مراکز  پژوهشی گسترش دهد. درواقع، دولت مانند یک خریداراست که سفارش طرح و پیشنهاد به دانشگاه ها می دهد و بعد دانشگاه ها طرح اولیه را اجرا کرده و مشکل را شناسایی می کنند و راه حل های ممکن را شناسایی کرده و بعد مرحله اجرای طرح به بخش صنعت واگذار می شود. در نتیجه، این سه بازیگر اصلی صحنه توسعه همه جانبه (دانشگاه، صنعت و دولت) باید در تمامی مراحل چرخه نوآورى و پیشرفت از بررسى و بیان مسأله پژوهش تا حل مشكل در دانشگاه، تولید كالا و خدمات توسط بخش صنعت و بازاریابى و عرضه آن توسط دولت مشارکت کامل داشته باشند. به عنوان مثال  یکی از دستگاه ها که بسیار خوب در این زمینه عمل کرد وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات بود که با دانشگاه ها ارتباط برقرار کرد که نتایج آن منجر به ساخت ماهواره‌هاشدکه اقتدارملی ایران رابه نمایش گذاشت.

البته دانشگاه های ایران به ویژه دانشکده های فنی و علوم،(همانند دانشگاههای فرانسه ) میتوانند لابراتوارهای تحقیقاتی خود را به شرکت ها و مراکز صنعتی اجاره دهند و یا اجازه دهند تا پژوهشگران شرکت های صنعتی، طرح های آزمایشگاهی خود را در لابراتوار دانشگاه آزمایش و اجرا کنند و بر اساس قرارداد هزینه ای به دانشگاه پرداخت نمایند. این استراتژی به سود دو طرف خواهد بود، زیرا امکان تأمین بودجه های پژوهشی و خرید لوازم آزمایشگاهی جدیدبرای دانشگاههارافراهم می نماید. در عوض طرح های صنعتی در سطح ملی راحت­تر انجام میشود. در نهایت، محصول یا کالاهای تولید شده در خدمت کشور، جامعه و دولت قرار می گیرد و موجب رشد اقتصادی کشور در سطح کلان می شود. همچنین پیشنهاد می شود که شرکت­ها، بخصوص شرکت های کوچک، سازمان­ها،نهادهای دولتی و خصوصی، طرح های پژوهشی خود را در قالب پایان نامه های کارشناسی ارشد و دکترا به دانشجویان واگذار نمایند؛ کاری که در کشورهای غربی رایج است. حتی در برخی موارد، طرح های پژوهشی و نیاز شرکت ها در غالب طرح های کارورزی به دانشجویان ارشد و دکترا واگذار می شود تا دانشجو در محیط خود شرکت یا سازمان، برنامه یا مشکل آن را برآورده نماید و  در مقابل دستمزدی رادریافت نماید.  

اگرچه شرکت های صنعتی خود را بی نیاز از مراکز تحقیق و توسعه نمی بینند ولی همه می دانیم که هم چنان مهم ترین پژوهش های صنعتی برای خلق تکنولوژی به روز، در اختیار دانشگاه هاست- در این بین تحولی را که در قرن بیستم در غرب اتفاق افتاد را نباید از نظردورداشت و آن هم استقلال دانشگاه ها از دولت بود. دانشگاه ها برای مدت ها برای تامین بودجه خود نیازمند بودجه های دولتی می بودند که عملا با استقلال دانشگاه ها، نیاز دانشگاه ها برای تامین منابع مالی ، آنان را به سمت خدمات دهی به صنعت در قالب پروژه های صنعتی سوق می داد.

 در یک کلام میتوان گفت که مشکل اساسی  در این است  که هنوز اقتصاد ما رقابتی نیست و ضمنا دانشگاه های ما نیز ساختاری پژوهشی ندارند و هم چنان ساختار آنان آموزشی میباشد  

موانع برقراری ارتباط صنعت و دانشگاه‏

از وقتی که دانشگاهها بوجود آمده اند ، تحقیقات نیز در کنار آنها رشد کرده و تحقیقات علمی - تخصصی ارزشمند موجب به کمال رسیدن ‏یک موضوع یا تئوری علمی شده است. متاسفانه در کشور ما این مهم کمتر مدنظر قرار گرفته است و در ‏دانشگاهها سیستم مناسبی برای تحقیق وجود ندارد. تاکنون برنامه های متنوع و روشنی در نظر گرفته نشده است که افراد در حال تحصیل و فارغ التحصیل شدگان را به تحقیق وادارد . تحصیل‏ کرده ها از دل صنعت بیرون نیامده اند تا کارآزموده باشند و استادان دانشگاهها که به تحقیق می پردازند بیشتر کسانی هستند که از صنعت اطلاعات کمی دارند . از طرفی هر چند اکثر دست اندرکاران اصلی صنعت کشورمان ‏فارغ التحصیلان دانشگاهها هستند ولی وقتی همین فارغ التحصیلان به مسئولیتی میرسند با دانشگاه بیگانه ‏میشوند.‏
اکنون در موقعیتی هستیم که دانشجو، استاد و دانشگاه به دلیل دوری از صنعت از آن آگاهی زیادی ندارند. صنعت ‏نیز دانشگاه را در امور صنعتی، کم تجربه می پندارد و برنامه ریزی مستمر ‏نیز در انسجام آنها نقشی اندک دارد.‏ بنابراین می توان نتیجه گرفت که محدود بودن ارتباط دانشگاه با صنعت منجر به آن شده که تحقیق و نوآوری در صنعت کمتر بوجود آید و اتکا به تکنولوژی خارجی ادامه پیدا کند.‏
پیشنهادهای عملی برای تقویت ارتباط صنعت و دانشگاه
1- اعطای مدرک معتبر در مقابل کار تحقیقاتی دانشجویان و متخصصان جامعه در صنعت: در اغلب کشورهای ‏صنعتی به فعالیتهای تحقیقاتی که دانشجویان و غیره در صنعت انجام می دهند، مدارک معتبر داده می شود که ‏معادل مدارک دانشگاهی است. این روندی ملی در جهت ایجاد انگیزه برای کارهای صنعتی است و در نهایت ‏منجر به توسعه یک رابطه نزدیک بین صنعت و دانشگاه می شود.‏
البته در کشور ما مراکزی از قبیل پژوهشگاه مواد و انرژی، پژوهشگاه نیرو، مرکز تحقیقات پلیمر هستند که اقدام به پذیرش ‏دانشجو و اعطای مدرک می کنند ولی اولا تعداد این مراکز کم است و ثانیا مدارک آنها نیز عملا معادل مدارک ‏دانشگاهها دانسته نمی شود.‏
2- ارتقای درجه علمی اساتید دانشگاه بر مبنای همکاری آنها با صنعت : این امر باید توسعه یابد، زیرا همکاری اساتید دانشگاهها با صنعت ‏یکی از ارکان اساسی پیشرفت صنایع است.
3- صنعت در ایجاد رشته های جدید دانشگاهی مشارکت کند.
پیشرفتهای ‏سریع تکنولوژی ، نیازمند همراهی دانشگاهها است. صنعت بایستی به تحولات سریع تکنولوژی توجه کند و ‏دانشگاه نیز رشته ها و واحدهای درسی خود را متناسب با پیشرفتهای تکنولوژیک، بهبود بخشد.‏
4- دروس دانشگاهی باید مبتنی بر نیازهای جامعه صنعتی کشورها باشد که این امر مستلزم ‏دانستن اطلاعات تجربی در کنار دانش های تئوریک است ...‏

 منابع:

www.bornanews.ir

www.iranseda.ir

www.Nouruzi.blogfa.com

www.msaniai.persianblog.ir